روزی مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه می شود که هتل به کامپیوتر مجهز است .
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد . پسر عزیزم ...
آن شب بهاری را به یاد بیاور مترسک!
همان شبی كه بیخوابی به سرم زد و نیمه شب با پای برهنه به سراغت آمدم. كنارت روی
علفها دراز كشیدم. آسمان آنقدر آبی بود كه حتی تاریكی شب هم نمیتوانست آن را
بپوشاند.
مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی برداشت وبا آن چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که دردستش داشت، این کار را می کرد!
گردنبند ماه تولد شما ![]() بهترین هدیه تولد به آنكه دوستش دارید... | آموزش رفتارهای زناشویی ![]() ویژه زوجهای جوانی كه میخواهند زندگی زناشویی سالمی را بنا كنند. | 30 مستند جنجالی ایران![]() جنجالی ترین مستندهای تاریخ همه یكجا برای شما ارسال میشود |
با یوگا لاغر شویم![]() جدید ترین و پرطرفدار ترین روش لاغری در دنیا | 100 ساعت طنز ایرانی ![]() برترین كلیپهای خنده دار و كمدی معروف ایرانی و خارجی | ژل لاغری موضعی 2011![]() رفع چربی های زیر پوست، رفع چاقی های موضعی، كمك به تناسب اندام |